تبلیغات
روایت شهید - شهید قاسم نصراللهی
شهید قاسم نصراللهی

                                                                                                                                   سردار شهید  قاسم نصراللهی

سمت : فرمانده سپاه ناحیه بانه

فرزند : حاج یوسف

ولادت : 1333

شهادت :  1367/04/03

محل شهادت : سور کوه بانه

نوع شهادت : --

مزار شهید در قطعه ای از بهشت (بهشت زهرا)

قطعه : 29                 ردیف : 05                   شماره :12


زندگینامه سردار شهید قاسم نصراللهی:
چهاردهم بهمن ماه سال 1333 ه ش در شهرستان خوی متولد شد . دوره ی ابتدائی را دردبستان هدایت (سابق) گذراند و دوره ی متوسطه را دردبیرستان شمس (سابق)به پایان رساند . با تلاش زیاد توانست وارد دانشگاه شود و پس از اتمام دوران دانشجوئی و گذراندن خدمت سربازی به استخدام شركت مخابرات آذربایجان غربی در آمد . در سال 1358 ازدواج كرد . ثمره ی این ازدواج 3 فرزند است ، یك دختر و دو پسر . خانواده ا ش سخت پای بند به مذهب بودند و او را نیز مقید به احكام دین در دامن خود پرورش دادند و همین امر بزرگترین سرمایه زندگی او شد . دوران تحصیلات ابتدائی تا متوسطه ی او همزمان بود با سالهای سخت حكومت ستم شاهی .
او و خانواده ی اش نیز مانند میلیونها ایرانی از ظلم وفساد حكومت شاه بی امان نماندند , محرومیت های طاقت فرسای خانواده اش حاكی از آن بود ، اما این محرومیت ها قاسم را بیشتر و بیشتر با توجه به استعداد های ذاتی كه در وی وجود داشت ، مقاوم و متعهد ساخت .وقتی به تهران آمد تا در دانشكده ی مخابرات به ادامه تحصیل بپردازد ، در همان روزهای اول به مبارزات دانشجوئی پیوست . سالهای 1355 و 1356 كه اوج سخت گیری و دیكتاتوری شاه بود ، طنین رسای اذانش در دانشكده, همراه با صوتی دلنشین بود همه را به پیوستن صفوف نماز جماعت دعوت می كرد .
واین زمانی بود كه نماز به پا داشتن و گرد هم آمدن در مسجد دانشكده جرم بود و خیلی ها كه امروز از همه پر مدعاتر هستند ، از آمدن به مسجد می ترسیدند . هنگامیكه او با اخلاص فراموش ناشدنی از امام زمان ( عج) یاد می كرد و القاب امام را به زبان می آورد به جانها حیات و به دلها آنچنان قوتی می بخشید كه یاری رساندن به امام در تبعید را بی مهابا می پذیرفتند . دوستانش برای همیشه پیامهای او را آویزه گوش داشتند و در برنامه های تفریحی كوه پیمایی كه آن روزها راه مفیدی برای گریز از فساد اجتماعی بود گردهم جمع می شدند,او در این برنامه ها هم نقش فعالی داشت ,سرودهای انقلابی كه توسط ایشان خوانده می شد ، هیچگاه از یاد دوستانش نخواهد رفت .
قاسم لحظه ای از یاد خدا غافل نمی شد ، خودسازی جزء برنامه زندگی روزانه اش بود ، در محافل مذهبی با اشتیاق تمام شركت می كرد و در هر جا نمادی از مبارزه بود او هم بود .
در اعتصابات دانشجوئی با خط خوب و زیبایش اطلاعیه های بزرگ دیواری را می نوشت. دافعه وجاذبه ی متعادلی داشت ، همه او را دوست می داشتند و داشتنی بود .
سال 1355 توسط ماموران ساواك دستگیر می شود . پس از آزادی مجدداً به مبارزات خود ادامه می دهد . پس از اتمام دانشگاه برای خدمت سربازی به پادگان لویزان اعزام می شود . این دوران با اوجگیری حركت انقلاب و صدور فرمان امام خمینی (ره)مبنی بر ترك پادگانها به وسیله ی نیروهای مسلح همزمان می شود . در این میان او نیز بنا به وظیفه ی شرعی به شهید حجت الاسلام محلاتی مراجعه می كند وبا بیان كارهایی كه در پادگان انجام می دهد,از ایشان كسب تكلیف می كند. شهید محلاتی اجازه نمی دهند او از پادگان فرار كند و می گویند كه برای انتقال اطلاعات پادگان آنجا بماند .
اودر كشتن تعدادی از افسران وابسته به حكومت شاه كه در شهادت مردم دست داشتند ,سهیم بود.
پس از پیروزی انقلاب همواره در تمام صحنه های آن حضور فعال داشت .
هنوز اولین فرزند ش به دنیا نیامده بود كه عازم جبهه های غرب كشور شد.اوبه سر پل ذهاب و ارتفاعات بازی دراز رفت تابه دفاع از مرزهای كشور درمقابل متجاوزان بپردازد . اوپس از حضور در جبهه های غرب یكی از اولین حملات را علیه دشمن صورت داد و همراه با رزمندگان پیروز اسلام اولین موفقیت را برای كشورمان در جنگ نابرابر و تحمیلی به دست آورد ، در آن موقع هنوز در جبهه های جنوب كه كانون درگیری ها بود عملیاتی از جانب ایران صورت نگرفته بود . بعد از آن راهی جبهه های كردستان شد ،جبهه ای كه در آن روزها ، سخت ترین شرایط را در پیش رو داشت . نیروهای ضد انقلاب در شهر ها و جاده ها شرایط ناامنی را به وجود آورده بودند . ضد انقلاب سعی داشت تا باجلب توجه مسئولین كشور و اداره كنندگان جنگ به خود ، آنهارا از توجه به خطوط مقدم جبهه و رویاروئی با دشمن بعثی غافل كند و تزلزلی در اجتماع ایجاد نماید .
اینجا بود كه قاسم با درك چنین شرایطی به كردستان رفت و با به دست آوردن تجربیات جدید تا آخرین روزهای پایان گرفتن جنگ در آ ن جا ماند . او ارتفاعات سخت و صعب العبور منطقه كردستان را شناسائی كرده بود . از ارتفاعات بلند مشرف بر مریوان و ارتفاعات دزلی تا ارتفاعات مشرف بر بانه , در آنجا مسئولیت سپاه را نیز به عهده گرفته بود . او با تلاش شبانه روزی و توانی خستگی ناپذیر و با بیداری و هوشیاری تحسین برانگیز خود مانع هرگونه تحركی بود كه از سوی ضد انقلاب طرح ریزی می شد .
پس از حضور در مریوان در سال 1361 ابتدا فرماندهی سپاه سرو آباد را بر عهده می گیرد . بعد ازمدتی مسئولیت عقیدتی سیاسی سپاه مریوان را عهده دار می شود و بالاخره قائم مقام فرمانده سپاه مریوان می گردد .
بعد از آن عازم بانه می شود و به مدت چهار سال ، تا هنگام شهادت در سمت فرمانده سپاه پاسداران این شهر مهم مشغول خدمت می شود . در دوران خدمت در بانه ، چنان با مردم در می آمیزد و در دلشان جای می گیرد كه همه به او عشق می ورزند . تمام مردم او را حامی و یاور بی ادعا و دلسوز خود می دانند .
بالاخره در تاریخ 64/4/12 در اطراف شهر بانه ,در منطقه سوره كوه با همكاری پس مانده های ضد انقلاب ودشمنان خارجی وجود پر خیروبركت قاسم نصرالهی از اسلام,ایران بزرگ ومردم بانه گرفته می شود ,او در این روزبه ملكوت اعلی پرواز می كند.پیكر مطهرش سالها در خاك دشمن می ماندتابعد از پذیرش قطعنامه و به هنگام تبادل پیكرهای مطهر شهدا با جنازه های دشمن , پیكر پاكش از منطقه شیلی در نزدیكی شهر پنجوین عراق كه توسط نیروهای بعثی به خاك سپرده شده بود ، خارج و در تاریخ سوم شهریور ماه 1367 ,روزپنجشنبه طی مراسم بی نظیر و شایسته ای با حضور مردم مخلص و متدین بانه تشیع و پس از یكروز طی مراسمی مشابه در بهشت زهرا (س) تهران  در قطعه ای از بهشت  در جوار سایر شهدای گرانقدر اسلام آرام گرفت .
                                                                                                                                                                    روحش شاد ویادش گرامی
                                                                                                                                                                                     روایت شهید
ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در دوشنبه 26 آبان 1393ساعــت06:34 ب.ظ تــوسط محمد رستمی | نظرات ()
زیارت عاشورا

RSS

جلوگیری از کپی کردن مطالب

ابزار هدایت به بالای صفحه

پیغام ورود و خروج