تبلیغات
روایت شهید - شهید ابراهیم علی معصومی
شهید ابراهیم علی معصومی
سردار شهید ابراهیم علی معصومی

سمت : قائم مقام تیپ عمار لشکر 27

فرزند : حاج اسدالله

ولادت : 1337/06/27

شهادت :  1362/08/13

محل شهادت : بوکان ارتفاعات کانیمانکاه

نوع شهادت : ---

مزار شهید در قطعه ای از بهشت (بهشت زهراء س

قطعه : 29                  ردیف : 9                    شماره : 11


مختصری از وصیت نامه  شهید ابراهیم علی معصومی

بسم الله الرحمن الرحیم.

پروردگارا، تو را سپاس می گویم که ما را به راه خودت هدایت کردی و از سربازان امام زمان مان قرار دادی. پروردگارا، ما را آنچه رضای خودت هست، راهنمایی فرما. پروردگارا، ما را از کسانی قرار نده که در آینده زیر لعنت قرار بگیریم، ندای تنهایی امام مان را بشنویم و او را تنها بگذاریم و به آن راضی شویم. پروردگارا، امام خمینی عزیز و امید مستضعفین جهان را، پیروز و عمر طولانی برایش عطا بفرما و ما را از یاران واقعی ایشان قرار بده. خداوندا، ما را یاری بفرما آن وظیفه ای که در پیشگاه خودت و پیشگاه این ملت عزیز، که همه چیزشان را برای پیروزی اسلام، به ما می فرستند ادا نماییم. خداوندا، هر کسی در هر لباسی و در هر کجا به اسلام خدمت می کند، آنها را یاری فرما و هر کس سد راه این انقلاب است، اگر قابل هدایت است، هدایت فرما و اگر قابل هدایت نیستند، نابود و ریشه کن بفرما. خدایا، تو شاهد باش ما به قدر توانایی ضعیف خودمان آن وظیفه ای که از دست مان بر می آید کوتاهی نکرده و نمی کنیم. امیدوارم که ما را به شهیدان گلگون کفن کربلای حسین علیه السلام ببخشی.
سلام بر تمام پدران و مادران و برادران و خواهران که از هیچ گونه فداکاری و کمک برای رسیدن به هدف مقدس پیروزی اسلام دریغ نورزیدند. درود بر شما این ملت ایران که در هر لحظه به ندای امام تان لبیک گفته و به یاری اش می شتابید. امیدوارم به دنیا نشان بدهیم که ما تا آخرین قطره خون خودمان که در بدن داریم، امام عزیزمان را تنها نخواهیم گذاشت و هرگز مردم کوفه نخواهیم شد ما خدا را شکر می گوییم که ارزش این را داشته ایم که روی همچین رهبری را ببینیم و وظیفه شرعی و اسلامی خودمان را به فرمان ایشان انجام بدهیم. خدا نکند که کوچک ترین نافرمانی از دستور امام زمان بکنیم و در موقعی به خودمان بیاییم که پشیمانی به جز آه کشیدن به درد ما نخواهد خورد، امیدوارم همچون مردمی نباشیم.
برادران، پیروزی ما تنها در گرو عمل به دستورات امام عزیزمان است، چون پیام ایشان، پیام امام زمان عجل الله تعلای فرجه الشریف است. به امید پیروزی نهایی به رهبری امام خمینی، بت شکن زمان. تمام قلب های ما سربازانت فدای آن قلبت که برای تمام مستضعفین جهان می تپد.
سلام بر پدر و مادر عزیزم که با رضایت کامل، وظیفه شرعی خودشان را انجام داده و حاصل عمر خودشان را به یاری حسین زمان شان (خمینی عزیز) فرستادند. ای پدر و مادر عزیز، مبادا اگر این شهادت که افتخار دنیا و آخرت ماست به من نصیب شد، ناراحت بشوید، افتخار کنید و خوشحال باشید که چنین سعادتی به خانواده ما نصیب شده، چون هر خانواده ای شهادت نصیبش نخواهد شد. مادرم، مبادا ناراحت بشوی، چون چیزی که در راه خدا باشد، ناراحتی ندارد.
امیدوارم که ان شاء الله همیشه هدف تان، قدم تان و گفتارتان در راه خدا باشد و برادرانم را به وظیفه اسلامی خودشان آشنا سازید تا در پیشگاه امام زمان رو سیاه نشویم. از قول اینجانب از تمام اقوام و همسایگان و دوستان حلالیت بگیرید. پیروزی اسلام را از خدای متعال خواستارم، و اما دو سال برایم نماز و روزه بگیرید. منظور از روزه دو ماه است. بدهکاری و طلب کاری بنده را مریم می داند. تا این تاریخ 19/ 11/ 59 در سر پل ذهاب انجام وظیفه شرعی خودم هستم. بعد از من هیچ انتظاری از هیچ کس نداشته باشید. مرا در زادگاه خودم... دفن نمایید و در موقع تشییع جنازه ام، شعارهای اسلامی بدهید. فقط خواهشمندم برای آخرین بار، بگذارید تمام خانواده ام روی مرا ببینند و در مجلس ختم من برادر مقصودی از سپاه پاسداران برای اهالی محترم... صحبت نماید. خدا یار و نگهدار تمام مسلمین باشد.
چند سخن با همسر عزیزم.
امیدوارم این سلام گرم و صمیمانه مرا از این سنگر اسلام بپذیری و همیشه دعا برای پیروزی اسلام بکنید همسر عزیزم، وصیت می کنم شما را که پسرم را به ادامه راه شهیدان آشنا سازید و از حالا لا اله الا الله بر زبانش بگذارید. همسرم، امیدوارم بعد از من سنگر مرا پر کنید، سنگری که محتوایش اسلام باشد و مریم عزیزم، شما خیلی زحمت برای من کشیده اید و من خیلی از شما ممنون هستم که عاشقانه مرا به میدان شهادت راه انداختی. امیدوارم حق خودت را برای من حلال کنید. ای شریک عمرم، امیدوارم خداوند، شما را اجر آخرت بدهد. بعد از من شما آزاد هستید و هر چه صلاحت باشد، اختیار دارید انجام بدهید. از شما تقاضا دارم در تربیت پسرم کوشا باشید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
تمام شماها را به خداوند متعال می سپارم

مختصری از زندگینامه شهید ابراهیم علی معصومی

(شهید ابراهیم علی معصومی فرزند اسدالله در سال 1337،به شماره شناسنامه 2600 در روستای شاهنجرین از توابع شهرستان رزن، همدان، در خانواده‌ای متدین چشم به جهان گشود. پدر و مادرش او را پیش از مدرسه به مکتب فرستادند تا قرآن و علوم اسلامی را فرا گیرد. وی با توانایی و زکاوت فراوان توانست در امتحانات اول و دوم دبستان همزمان شرکت کرده و با نمرات عالی، به کلاس سوم راه یابد که در طی چهار سال تحصیل، تا پایه دوم راهنمایی را با موفقیت، به پایان رساند اما به دلیل مشکلات اقتصادی و دوری راه از ادامه تحصیل بازمانده و در جستجوی حرفه، روانه تهران گشت و در یک کارگاه خیاطی مشغول به کار شد.

از آنجایی که اعتقادات مذهبی در سراسر وجود او ریشه ای گسترده داشت، در آغاز فعالیت های مردمی به رهبری امام (ره)، به گروه مبارزان پیوست و در پخش اعلامیه‌ها و نوشته‌های امام (ره)، از هر فرصتی برای افشای ماهیت رژیم، بهره می‌برد. ابراهیمعلی که علاقه فراوانی به کار و تلاش در مکتب اسلام و انقلاب داشت با پیروزی انقلاب اسلامی، در سال 1359 به عضویت رسمی سپاه پاسداران همدان درآمد و در شروع جنگ تحمیلی به منطقه سر پل ذهاب رفت. پس از اشتغال یک ساله در سپاه شهر همدان، با وجود مشکلات مختلف، به تهران منتقل شده و در پادگان ولیعصر (عج) مستقر گشت. در همان زمان به صورت داوطلبانه، در جبهه‌های کردستان حضور یافت و در محور مریوان به مقابله با دشمن پرداخت. برای مدتی مسئولیت حفاظت از بیت امام، به وی واگذار گردید و در پایان این مأموریت در عملیات فتح المبین حماسه آفرید. سپس به همراه گروه اعزامی به لبنان، به این کشور اعزام شد و با ایفای وظیفه، به میهن بازگشت و به عنوان فرمانده گردان پذیرفته شد.
فرماندهان به خاطر مسئولیتش از رفتن وی به خط مقدم جلوگیری کردند و او در یک فرصت مناسب، برای هدایت و یاری نیروها، به خط مقدم رفت و تعداد زیادی از نیروهای عراقی را به هلاکت رساند. ابراهیم علی در حالیکه فرماندهی گردان کمیل را بر عهده داشت در منطقه پنجوین ابراهیم گونه جنگید و از آنجایی که ماموریت زمینی او پایان یافته بود با اصابت گلوله سلاح 106در عملیات والفجر 4 در تاریخ 20/8/1362، آخرین مأموریت الهی او در سن 25 سالگی، برای همیشه به ثبت رسید. او در ‌بهشت ‌زهرای تهران ،‌ قطعه29 ردیف9،‌شماره 1 به خاک سپرده شد.از او سه فرزند به یادگار ماند.))


روایت شهید

روحش شاد و یادش گرامی
 
ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در جمعه 28 آذر 1393ساعــت10:04 ق.ظ تــوسط محمد رستمی | نظرات ()
زیارت عاشورا

RSS

جلوگیری از کپی کردن مطالب

ابزار هدایت به بالای صفحه

پیغام ورود و خروج